وقتی تنها میشی بیشتر دوستم داری
وقتی هر روز باهاتم و می بینمت بیشتر دلم برات تنگ می شه
وقتی حرف می زنی لذت می برم
وقتی سکوت می کنم راضی تری
وقتی جدی بهم بی احترامی می کنی سعی می کنم گذشت کنم
وقتی باهات شوخی می کنم به دل می گیری
وقتی دلم می گیره محکومم می کنی
وقتی دلت می گیره نباید هیچی ازت بپرسم
وقتی عاشقت نبودم عاشق ترم بودی
الان که عاشقتم دیگه برات عادی شده
حیف
نظرات ()چرا مرد من وقتی که متوجه میشه هرروز بیشتر از روز قبل دوستش دارم ازم دورتر میشه ؟
چرا مرد من می خواد همه بدونن که من عاشقترم در صورتیکه شاید اون منو بیشتر دوست داشته باشه؟
چرا غرور مرد من نمیذاره که زندگی راحتتری داشته باشیم؟
زندگی بازی نیست که برنده و بازنده باشه
زندگی طراح یه بازی بزرگه
بازی مرگ
میشه انقدر از نشون دادن علاقه ات جلوگیری نکنی؟؟؟ عاشق / هرچه قدر هم که عاشق باشه
از نشنیدن عشق متقابل ممکنه کر بشه
و این به دنبال خودش عادت میاره
و من از عادت کردن به همدیگه ترس دارم
باور کن
نظرات ()دیروز دوستت داشتم ...... و دوست می داشتم در آن هوای بارانی که فقط خداوند عشق می بارید با تو بودم و به من می گفتی که دوستم داری
همیشه دوستش دارم
اما
فکر می کنم معشوق من از عشق ورزیدن خسته شده است
به تو گفتم عین نفس شده ای
گفتی : تو هم یک روزی نفس من میشوی
منتظر می مانم تا آن روز فرا رسد
ای کاش تا آن روز دوستم داشته باشی هنوز !!!
نظرات ()دلم گرفته است از خودم
از باختن در بازیهای بدون حریف زندگی
از کلنجار رفتن و کشتی گرفتن با مغز خودم , مغزی که فرسوده شده است از عشق
دلم گرفته است از این همه خستگی
از این همه خواهش و التماس چشمهایم که به تو می گویند : دوستشان دارم و تو باور نمی کنی
دلم گرفته است از باور نکردنهایت
دلم گرفته است از من
از تو
دلم گرفته است از بس واژه هایت را که گاهی برای آزار من می آیند با دستانم گرفتم و از پنجره رهایشان کردم و تو رها نمی کنی
رها نمی کنی واژه هایم را که برای نوازشت می آیند و می انگاری که سیلی اند
خوب می دانم دلم گرفته خواهد ماند تا وقتی که رها نشوی
تا وقتی که رها نشویم
دوستت دارم
نظرات ()منظور مهسا ( دوستم) رو دیشب فهمیدم .یه روزی بهم گفت : صدف مواظب خودت باش آخه تو یه کم زیادی مهربونی !!!!!!!!!!!!!!!!! اونروز بهش گفتم : ای بابا تو همیشه بهم لطف داری ...... اما چه لطفی ؟؟؟!!!!!
تازه بعد از این همه وقت فهمیدم منظورش از واژه ی مهربونی خریت یا احمقیت بوده ......
بعده این همه سال فهمیدم که خیلی احمقم
خیلی
نظرات ()یادمون باشه کسی مسئول دلتنگی های ما نیست
رنگ مشکلاتمون و با دستای خودمون تیره تر می کنیم
یادمون باشه که شاعرا تنها موجوداتی هستن که می تونن با یه کاسه ماست دریا ها رو دوغ کنن
گفتم: بیاین شک نکنیم
میگن ترس برادر مرگه
من می گم شک برادریا همون برابر مرگه
پس بیاین بارون باشیم تا هیچ وقت برای باریدن شک نکنیم
بیاین آدم نباشیم
چون آدمی صندلی سالن مرگ خودشه
ودر آخر
تماشا کن.....نبین
درک کن......نخند
منتظر باش.....اشک نریز..........این است ملودی زلال باران انتظار
نظرات ()زندگی افسانه ای تلخ و حدیث نا مرادیهاست
زندگی جبراست و اندر پیچ و تابش قصه های رنج آدمهاست
و آدمها گریزانند ازین مفهوم پر معنا
عجب اینجاست !!!!!!!!!!عجب اینجاست
زندگی درد است
زندگی خاموشی جانهاست
زندگی فریاد انسانهاست
زندگی در لحظه های صامت اعصار بی معناست
نه بابا زندگی خوبه
کی میگه :
آدم همش مجبوره
تو غصه هاش می جوره
اصلا کی میدونه
کی نمی دونه
لعنت به هر چی فضوله
نظرات ()از من وحشت نکن
بار دیگر در ژرفای کینه ات ننشین
واژه هایم را که برای آزار تو می آیند
بگیر و از پنجره رهایشان کن
تا اینبار هردو با هم رها شویم
نظرات ()